مانی رحمانی

بدون عنوان

1390/11/30 22:10
نویسنده : سارا عمادی
184 بازدید
اشتراک گذاری

مانی عزیزم

خیلی وقت بود که برات ننوشته بودم .ولی از این به بعد قول میدم که زودتر بیام و برات بنویسم .

عزیز دل مامان خیلی خوبه که تو هستی .این روزا تا یکم دل مامان سارا میگیره یه شیرین زبونی میکنی و تمام غمهای دنیا از یادم میره .

امروز تمام پاهات را رنگی کرده بودی و اینقدر از این کارت خوشت اومده بود و ذوق میکردی که دلم نیومد

پاهات را بشورم .

خیلی ددری شدی و دوست داری که همش بری بیرون تا عصر میشه میایی میگی مامان سارا بریم .

عاشق خونه فضه ای .خلاصه که هر قدر از شیرین زبونیات بگم بازم کمه.

به بادکنک میگی بوکه .

به قول خودت مثل فلشته ها خوابیدی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)